نظر علي الطالقاني

173

كاشف الأسرار ( فارسى )

همان جسم است . چهارم ملائكه ، و خاصيّت ايشان علم و عمل و معرفت و بندگى است و آنى از عبادت غافل نيستند يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ 123 ( انبياء ) و به جهت اين دو خاصيّت سر تا پا رحمتند و كاركنان و مربّى عالمند و لشكر خدا و پيشكار بارگاه و مقربان درگاهند ، بعضى به دريا و بعضى به صحرا و جمعى به حيوان برخى به انسان و گروهى به باران و غير ذلك موكلند ، و با اين جلالت و شأن هم چون بعضى از ايشان ترك اولى و تقصير مىكردند ، چون فطرس و صلصائيل و غير ايشان ، از درجهء اعتبار افتادند و مغضوب شدند و از صف ملائكه‌شان راندند و از آسمان و ملائكه اعلى بيرونشان كردند ، با آن كه اسم و جسم همان است كه اوّل داشتند . حال گوئيم امّا بنى نوع انسان چنانچه پيش گفتيم و دانستى قوهء همه اين‌ها و لياقت همه اين خاصيّت‌ها دارد ، پس بالبديهه به قاعدهء بطلان ترجيح بلا مرجّح ، تا آدمى به مقام فعليّت نيامده و خاصيّت يكى از اين چهار طائفه از وى بروز نكرده او را اسمى نخواهد بود و نتوان گفت كه او خرى است يا سگى يا شيطانى يا ملكى ، و چون به مقام فعل آمد و منشأ اثرى شد لا بد رنگ يكى از اين چهار گيرد و نقش يك كدام پذيرد و كار يكى از ايشان نمايد و خاصيّت همين‌ها از وى بروز كند ، زيرا كه غير از كارهاى ايشان و ملكات و خاصيّت‌هاى ايشان معقول و متصوّر نيست ، پس خاصيّت هر كدام كه از وى ظاهر شد نام او همان است و قدر قيمت و رتبه و شأن و مقام او همان است . و خدا در قرآن تشبيه انسان به تمام آن چهار گروه نموده و به احسن وجه بيان فرموده . و در سورهء انعام فرمود شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ 124 و فرمود وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ 125 و در فرقان فرمود إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ 126 و در اعراف فرمود فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ 127 و در جمعه فرمود كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً 128 و فرمود وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ 129 و در بقره فرمود إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً 130 و فرمود وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ 131 . پس بديهى شد كه نام تو از خاصيّت تو خيزد ، و معنى باطن ( الاسماء تنزل من السّماء ) 132 اين است ، و در قيامت به صورت همان محشور شود . پس چه بسيار كه به صورت حيوانات و وحوش به صحراى قيامت آيند . و بعضى معنى وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ 133 را همين طور نموده‌اند ، و اخبار و احاديث در اين مقام بسيار است . و از اينجا معنى تجسم اعمال كه قطعى و يقينى است بفهم . و در امم سابقه در همين دنيا نيز مسخ شدند و خوك و ميمون و حيوانات ديگر شدند و در اين امت مرحومه هم واقع شده نظر به احاديث و